بستنی نوستالژی؛ از نانبستنی دم مدرسه تا عصرهای تابستان
سفری به بستنیفروشیهای محله در دهههای ۵۰، ۶۰ و ۷۰ و نگاهی به اینکه چرا طعم و بو اینقدر راحت ما را به خاطرات کودکی برمیگردانند.
تحریریه بستنی جلال
فهرست مطالب
کافی است یک قاشق کوچک از بستنی زعفرانی را بچشید تا ناگهان خودتان را جلوی یخچال شیشهای یک مغازه کوچک در محله کودکی ببینید، با چند سکه در مشت. بستنی نوستالژی همین است: طعمی که بیشتر از خودش، یک دوره را با خود میآورد. در این نوشته به بستنیفروشیهای دهههای ۵۰، ۶۰ و ۷۰ سر میزنیم و بعد سراغ این پرسش میرویم که چرا طعمها اینقدر خوب در حافظه ما میمانند.
بستنیفروشی محله؛ جایی بیشتر از یک مغازه
در بسیاری از محلههای قدیمی، بستنیفروشی فقط محل خرید نبود. نقطه قرار بچهها بعد از مدرسه بود، بهانه پیادهروی خانوادگی در شبهای تابستان و جایی که صاحبش اسم بچههای محل را میدانست. پیشخوانهای ساده، یخچالهایی که صدای وزوزشان بخشی از فضا بود و بوی شیر و زعفران که تا پیادهرو میرسید، تصویری است که خیلیها هنوز در ذهن دارند.
این حس آشنایی، بخش مهمی از خاطره است. بستنی را از غریبه نمیخریدی؛ از کسی میخریدی که پدرت را میشناخت و گاهی یک قاشق اضافه یا یک شوخی کوچک هم ضمیمه سفارش میکرد.
دهه به دهه با بستنی نوستالژی
هر نسل خاطره خودش را دارد و جزئیات از شهری به شهر دیگر فرق میکند. آنچه در ادامه میآید روایتی کلی از حالوهوایی است که بسیاری از ما با آن آشنا هستیم.
دهه ۵۰؛ سادگی و طعمهای اصیل
در خاطره بسیاری از بزرگترها، بستنی این سالها بیشتر همان بستنی سنتی زعفرانی بود که در مغازههای محلی درست میشد. انتخابها محدود بود، اما همین محدودیت باعث میشد هر طعم جای خودش را در ذهن پیدا کند. نانبستنی میان دو ویفر نازک، سادهترین و محبوبترین شکل خوردنش بود.
دهه ۶۰؛ نانبستنی و صفهای کوچک
برای بچههای دهه ۶۰، بستنی اغلب جایزهای کوچک بود: بعد از کارنامه خوب، بعد از یک روز گرم یا وقتی مهمان میآمد. نانبستنی دم مدرسه و صف کوتاه جلوی مغازه محل، صحنهای است که در گفتوگوهای نسل این دهه زیاد شنیده میشود. خیلیها هنوز تلاش برای خوردن نانبستنی پیش از آب شدن و چکیدنش روی دست را به یاد دارند.
دهه ۷۰؛ رنگها و طعمهای تازه
با گذر زمان، طعمها متنوعتر شدند و بستنیهای میوهای و رنگی هم بیشتر دیده شدند. اما حتی در همین دوره، برای بسیاری از خانوادهها بستنی سنتی و فالوده انتخاب ثابت شبهای تابستان باقی ماند. نسل دهه ۷۰ شاید اولین نسلی باشد که میان طعمهای جدید و قدیمی انتخاب داشت و همچنان گاهی دلش برای همان طعم ساده تنگ میشود.
گاری بستنیفروش و عصرهای تابستان
در کنار مغازهها، بستنیفروش دورهگرد هم بخشی از این تصویر بود. صدای زنگ یا آوازی که از سر کوچه میآمد کافی بود تا بچهها از خانه بیرون بدوند. گاری کوچک با جعبهای که بستنی را خنک نگه میداشت، برای بچهها حکم گنجینهای سیار را داشت.
عصرهای تابستان هم با بستنی معنا پیدا میکرد: نشستن روی پله جلوی خانه، پیادهروی در خیابان اصلی محله بعد از شام یا جمع شدن فامیل در حیاط و تقسیم یک ظرف بزرگ بستنی میان همه. در بیشتر این خاطرهها، خود بستنی تنها یک بخش ماجراست؛ بقیهاش آدمها هستند.
شاید برای همین است که وقتی از بستنی کودکیمان حرف میزنیم، کمتر از طعم و بیشتر از کسانی میگوییم که کنارمان بودند.
چرا یک طعم ما را به گذشته برمیگرداند؟
تجربه اینکه یک بو یا طعم، خاطرهای قدیمی را ناگهان زنده کند، آنقدر رایج است که در ادبیات هم اسم گرفته و اغلب به «اثر پروست» شناخته میشود؛ برگرفته از صحنهای در رمان مارسل پروست که در آن مزه یک کیک کوچک خیسخورده در چای، خاطرات کودکی راوی را بیدار میکند.
بو، طعم و حافظه
بخش بزرگی از آنچه «طعم» مینامیم در واقع از بویایی میآید. پژوهشگران علوم اعصاب توضیح میدهند که مسیر پردازش بو در مغز ارتباط نزدیکی با نواحی مرتبط با هیجان و حافظه دارد. به همین دلیل خاطراتی که با بو و طعم برمیگردند اغلب رنگ احساسی پررنگتری دارند و فقط یک تصویر خشک از گذشته نیستند.
چرا بستنی؟
بستنی چند ویژگی دارد که آن را برای ماندن در حافظه مناسب میکند: معمولاً در لحظههای شاد خورده میشود، عطرهای مشخصی مثل زعفران و گلاب دارد و اغلب با آدمها و مکانهای خاصی گره خورده است. وقتی این عناصر کنار هم قرار میگیرند، چشیدن دوباره همان طعم میتواند کل صحنه را به ذهن برگرداند. البته این پدیده برای هر کس شکل متفاوتی دارد و نباید دربارهاش اغراق کرد؛ اما بسیاری از ما دستکم یک بار تجربهاش کردهایم.
بستنی نوستالژی امروز؛ چرا هنوز سراغ طعمهای قدیمی میرویم
در دنیایی که هر روز طعم و دسر تازهای معرفی میشود، بازگشت به بستنی سنتی یا نانبستنی نوعی آرامش دارد. برای بزرگترها، مرور خاطره است و برای بچهها، آشنایی با طعمی که پدر و مادرشان از آن تعریف میکنند. شاید به همین دلیل است که بستنیفروشیهای قدیمی و ادامهدهندگان آنها هنوز مشتریهای وفادار دارند.
چه چیزی یک بستنی نوستالژی را واقعی میکند؟
خاطره را نمیشود دقیقاً بازسازی کرد؛ ما امروز آدمهای دیگری هستیم و ذائقهمان هم تغییر کرده است. اما چند چیز به نزدیک شدن به آن حس کمک میکند:
- دستور اصیل: زعفران و گلاب واقعی، ثعلب و تکههای خامه، همان چیزهایی که طعم آشنا را میسازند.
- شیوه سرو آشنا: نانبستنی، لیوان کاغذی یا حصیری و قاشق کوچک.
- جمع آشنا: بستنیای که با خانواده یا دوستان قدیمی خورده شود، بیشتر شبیه خاطرههایمان است.
بستنی نوستالژی در نهایت ترکیبی از همین سه است: طعمی درست، ظرفی آشنا و آدمهایی که دوستشان داریم.
اگر دوست دارید بدانید ریشه این طعمها به کجا برمیگردد، مقاله تاریخچه بستنی در ایران را بخوانید. برای آشنایی دقیقتر با مواد و بافت، راهنمای کامل بستنی سنتی ایرانی هم میتواند جالب باشد.
یک خاطره واقعی از دل همین محلهها
بستنی جلال هم ریشه در یکی از همین مغازههای کوچک محلهای دارد؛ مغازه حاج آقا جلال در محله دروس تهران که سالها با مهربانیاش شناخته میشد و به بچهها با لبخند و یک شوخی کوچک بستنی میداد. داستان کامل او را در صفحه داستان حاج آقا جلال نوشتهایم.
امروز همان طعم آشنا را در لواسان، در مرکز خرید هدیش، ادامه میدهیم. اگر دلتان برای یک نانبستنی یا یک لیوان بستنی زعفرانی تنگ شده، نگاهی به منوی بستنی جلال بیندازید و شاید یکی از همین عصرها، خاطرهای تازه کنار خاطرههای قدیمی بسازید.
پرسشهای پرتکرار
چرا بستنی حس نوستالژی ایجاد میکند؟
بستنی معمولاً در لحظههای شاد و کنار آدمهای عزیز خورده میشود و عطرهای مشخصی مثل زعفران و گلاب دارد. بو و طعم ارتباط نزدیکی با حافظه احساسی دارند و به همین دلیل میتوانند خاطرات قدیمی را زنده کنند.
نانبستنی قدیمی چه بود؟
نانبستنی همان بستنی سنتی میان دو ویفر نازک و ترد است که در بستنیفروشیهای محله و دم مدرسهها بسیار محبوب بود.
اثر پروست چیست؟
اثر پروست به تجربه زنده شدن ناگهانی یک خاطره با بو یا طعمی آشنا گفته میشود و نامش از صحنهای در رمان مارسل پروست گرفته شده است.
کجا میتوان بستنی سنتی با طعم قدیمی پیدا کرد؟
بستنیفروشیهایی که دستور سنتی را حفظ کردهاند بهترین گزینهاند. بستنی جلال در لواسان، در مرکز خرید هدیش، بستنی سنتی را به شیوه لیوانی و حصیری عرضه میکند.

درباره بستنی جلال
از سال ۱۳۵۳ بستنی سنتی، بستنی میوهای طبیعی و فالوده را با همان طعم آشنا میسازیم؛ امروز در لواسان، مرکز خرید هدیش، طبقه همکف، واحد ۱۴.


