صفحه سوم: نماز شب ...
حاج آقا جلال منتظری سالها اهل بیداری شب، نماز شب و تهجد بود. او هر سحر اول بساط چای را آماده میکرد و سپس قامت میبست. آرام و بی ادعا، به نماز شب و تلاوت قرآن قبل از اذان صبح میپرداخت. آنچه در روز از او مهربانی و گشایش در کار و برکت در روزی میدیدیم، ریشه در خلوت سحرهای او داشت. نماز شبش عادت نبود، قرار عاشقانهی او بود با پروردگار خود. «امام علی ع در شأن پرهیزگاران فرموده اند که ایشان شبها برای عبادت قیام می کنند و قرآن را آرام و با توجه میخوانند و درمان دردهای خویش را از آن میجویند». قرآن كريم براي قيام كنندگان در شب، وعده ي رسيدن به مقام محمود (ستوده) را داده است. شب، گاهِ سكوت و تنهايي، گاهِ خلوت و راز و نياز و گاهِ بيان دردهاي جانكاه ، به معبود و معشوق حقيقي، پروردگار است. شبهاست كه ميشود غصه هاي قلب را به محضر دوست گفت و از او ياري طلب نمود. در شرح احوال امام علي (ع) هست كه نيمه هاي شب آيات انتهايي سورهي آل عمران را تلاوت ميكردند. حاج آقا، اين آيات را نوشته بر ديوار مقابل ميز نماز خود چسبانده بودند، تا در پيش نظرشان باشد. إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِّأُولِي الْأَلْبَابِ ﴿١٩٠﴾ الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ﴿١٩١﴾ رَبَّنَا إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُۖ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ ﴿١٩٢﴾ رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا ۚ رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ ﴿١٩٣﴾ رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَىٰ رُسُلِكَ وَلَا تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۗ إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ ﴿١٩٤﴾ آری ..... هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ از یمن دعای شب و ورد سحری بود

