صفحه اول: كاسب مهرباني‌ها

غلام همت آن نازنینم
که کار خیر بی روی و ریا کرد
بشارت بر به کوی می فروشان
که حافظ توبه از زهدِ ریا کرد

آقا جلال، يك مغازه دار بود، كاسبي مي‌كرد اما براي او كاسبي يك بهانه بود براي بهتر بودن؛ هم براي خدا هم براي مردم. او شصت سال در مغازه‌ی کوچک خود،کاسبی مهربانی‌کرد. مغازه ای که در آن نسیه گرفتن آزاد بود، قرض الحسنه جاری می‌گشت و مُهرِ امضای حاجی، ضمانت وامهای نیازمندان می‌شد. پیامبر مهربانی و رحمت، رسول خدا محمد مصطفی(ص) فرموده است: «بهترین شما کسی است که از او امید خیر می‌رود و آزارش به کسی نمی‌رسد.» و به گواهی دوستان، حاجی اینگونه بود. او با شیر و میوه، بستنی می ساخت، اما حقیقت این است که او شیرینیِ خوشیِ دلها را می‌ساخت. چه ازدواجها که با بستنی او، محفلشان رنگین می‌شد، چه مجالسی که شکوه از بستنی حاجی داشت و چه لبخندهایی که بر لبان کودکان نقش می‌گرفت، چرا که حاجی بستنی را با گل لبخند و یک شوخی کوچک به آنها هدیه میداد. براي او مهم بود كه كام آدمها را شيرين و دلهايشان را شاد كند. چه بسيار مردم شرافتمند محله‌ي دروس، همسايگان مغازه جنب مدرسه‌ي نيكان، از زماني كه امضاي حاج آقا جلال براي صندوق قرض الحسنه، بعنوان ضامن معتبر، معرفي شد، وامهاي متعدد و بسياري را با امضاي حاجي گرفتند. مواردي پيش مي‌‌آمد، كه يكي از وام گيرندگان، امكان بازپرداخت اقساط را نداشت، خود حاجي بازپرداخت وام را بر عهده مي‌گرفت تا از اعتبارش كاسته نشود و بتواند به اين خدمت خود ادامه دهد. يكي ديگر از سنت هاي مهم حاجي ، پرداخت خمس سالانه‌ي مغازه و دارايي آن بود؛ با اينكه به ظاهر محاسبه‌ي دارايي هاي يك مغازه كه از اجناس كوچك و بزرگ پر شده، كار آساني نيست، ولي آقا جلال از جوانی، سالي يكبار چند روز را به اين كار مهم اختصاص مي‌داد.

صفحه اول: كاسب مهرباني‌ها
مغازه بستنی جلال در لواسان

© بستنی جلال — همه حقوق محفوظ است.

هر طعم، سفری به خاطرات شیرین گذشته